جملات کوتاه عاشقانه به زبان انگلیسی


تاریخ درج : 1390/12/18
تعداد نمایش : 13296

Love is just like paint, with this difference that you can clear the paint but not love
عشق همچون نقاشیست با این تفاوت که نقاشی را می توان پاک کرد اما عشق را هرگز.

***
LOVE is like WAR
Easy to start……
Difficult to end……
Impossible to forget……
عشق مانند جنگ است
شروع آن آسانه
خاتمه دادن به آن مشکله
فراموش کردنش غیر ممکنه
* * *
 Being in love is when she looks at you and says: I would like to be a cannibal.
عاشق بودن زمانیه که اون بهت نگاه میکنه و میگه : دلم میخواست آدم خور باشم
 * * *

Do you believe in love at first sight
or do I have to walk by again
به عشق در نگاه اول اعتقاد داری؟
یا اینکه لازمه یه بار دیگه از جلوت رد بشم؟

* * *
You are like the sunshine so warm,
you are like sugar, so sweet…
you are like you…
and that’s the reason why I love you!
تو مثل درخشش خورشید گرمی
مثل شکر خیلی شیرینی
تو مثل خودت هستی
و بخاطر همینه که من دوست دارم!

* * *
There are times when I fall in love with someone new, but I always seem to find myself back in love with you.
یه وقتایی آدم عاشق آدم های جدید میشه اما من همیشه دوباره عاشق تو میشم (از تو مرا هر نفس عشقی دگر!!!)
* * *
when you are in dark night in demur sleep ,one person in Outright world making Himself dream whit you
وقتی تو سیاهی شب تن تو، تو خواب نازه یه کسی یه جای دنیا با تو رؤیاشو میسازه.
 * * *
to tell someone howmuch you love,
how much you care.
Because when they””regone,
no matter how loud you shout and cry,
they won””thear you anymore
به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری
و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی
چون زمانی که از دستش بدی
مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی
اون دیگر صدایت را نخواهد شنید

***
There is no remedy for love but to love more
هیچ چاره ای برای عشق وجود ندارد به جز دوست داشتن بیشتر
 * * *
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود
love is something silent , but it can be louder than anything when it talks
عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند
love is flower that is made to bloom by two gardeners
عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید
love is like a flower which blossoms whit trust
عشق یعنی ترس از دست دادن تو
love is afraid of losing you
 * * *
My love for you is a journey, starting at forever and ending at never
عشق من برای تو یک سفر است شرو ع شده برای همیشه و هرگز پایان نمی یابد
 * * *
I love all the stars
in the sky,
but they are nothing
compared to the ones
in your eyes!
Love U!
تمام ستاره های اسمان را دوست دارم
اما انها در مقایسه با آنهایی که در چشمانت هستند هیچند
تو را دوست دارم
* * *

گردآوری: گروه سرگرمی پرداد


عکس/ حرکت عجیب و خطرناک جوان ایرانی در پژو 207

شانس خود را امتحان کنید - این فرصت فقط یک بار بدست می آید

شغل جدید دختران فراری در خیابانهای تهران +عکس

  حرکت خلاقانه این زن و شوهر چند تا لایک داره؟ +عکس

شیطنت بامزه مهناز افشار در پشت صحنه فیلم جدیدش +عکس

حضور یک روحانی مشهور در عروسی مختلط +عکس

عکس یادگاری بازیگر مشهور ایرانی با یک زن برهنه

رفیق با وفا به این دختر میگن + عکس

  ترفند جالب یک شرکت لبنیاتی برای فروش محصولات لبنی +عکس

  خطرناک‌ترین زن گروه داعش /عکس

اگر بیکار هستید اینجا کلیک کنید ، به سادگی شاغل شوید

خوشگذرانی و آفتاب گرفتن ایرانی ها در سواحل آنتالیا +عکس

عکس/ عجیب ترین تاکسی دنیا

چقدر حاضرید بپردازید تا با این خانم ناهار بخورید؟ +عکس

  الناز شاکردوست سوار بر اتومبیل میلیاردی +عکس

  مهاجرت به کانادا  ،  ویزای کار کانادا ،  کار در کانادا

کسب درامد به شیوه ای نوین و کاملا رایگان - ببینید

  فیلم وحشتناک حمله حیوانات به انسان !! + 18

  شباهت جالب فوتبالیست مشهور ایرانی به یک شخصیت کارتونی +عکس

  3 ماه اینترنت پرسرعت ADSL+2 رایگان برای شما

  عکس های قبل و بعد از جراحی بینی

  شباهت عجیب این دختر هالیوودی معروف به گلشیفته فراهانی +تصاویر

  بی‌حرمتی به عزاداری حسینی در تلویزیون +فیلم

  عاقبت عشق و دوستی های خیابانی ! +تصاویر

  حضور دختران پسرانه پوش در ورزشگاه آزادی! +عکس

  جزییات عکس های لو رفته ی زنان و دختران بی حجاب از آرایشگاه زنانه

  با " ملکه فیس بوک " آشنا شوید! +عکس

  سالگرد ازدواج بازیگر سرشناس ایرانی به روایت خودش! +عکس

مطالب مرتبط :

ضرب المثل های جالب درباره ازدواج

ضرب المثل های جالب درباره ازدواج
من چقدر ثروتمندم / داستان

من چقدر ثروتمندم / داستان
عشق مادر و قدرشناسی کودک / داستان

در یک روز گرم تابستان، پسر کوچکی با عجله لباسهایش را در آورد...
تکه ای که دوست نداری!؟ - داستان کوتاه

روزی شیوانا صبح زود از مقابل مغازه نانوایی عبور می کرد. دید نانوا عمدا مقداری آرد ارزان جو را با آرد مرغوب گندم مخلوط می کند تا در طول روز به مردم به اسم نان مرغوب گندم بفروشد و سود بیشتری به دست آورد. شیوانا از مرد نانوا پرسید:" آیا دوست داری با آن بخش از وجودت که به تو دستور این کار را داد و الآن مشغول انجام این کار است تمام عمر همنشین باشی!؟"
متهم کردن لقمان / داستان مثنوی

لقمان به عنوان غلام نزد اربابش زندگی می کرد. با این حال فهم و درک بالایی داشت
 

جهت عضویت در سایت و دسترسی کامل به تمامی مطالب سایت ، اطلاعات زیر را کامل نمایید. لطفا پست الکترونیک (ایمیل) خود را صحیح وارد نمایید. پست الکترونیک شما به عنوان نام کاربری در سایت ثبت خواهد شد و با پست الکترونیک خود می توانید وارد سایت شوید.

نام و نام خانوادگی :  
پست الکترونیک :    
 
رمز عبور :  
تکرار رمز عبور :